تبليغاتX
๑۩۞۩๑ دختر شیرازی ๑۩۞۩๑
๑۩۞۩๑ دختر شیرازی ๑۩۞۩๑

بهترین وبلاگ واسه دختراو پسرا نگاه نکنی از دستش می دیا(دخترشیرازی)

 

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

 

 

 

در صورت تمایل به تبادل لینک و لگو و بنر وبلاگ ما را درون وب خود قرار دهید و از طریق بخش نظرات ما را در جریان گذاشته ما هم این کار را انجام دهیم . دوستار شما مدیریت وبلاگ 

 

 عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

دوستان  این بنر ما هست کسانی که مایل به تبادل بنر هستند این کد رو تو وبلاگشان بگذارند و به ما خبر دهند.

عاشقانه

این هم کد بنر ما

 این هم بنر دیگری از ما هر کدومو خواستین بذارین

 این هم کد بنر ما

 

 

نوشته شده در دوشنبه 29 اسفند1390ساعت 11:59 بعد از ظهر توسط کتی|

توسط:حمید
سلام . من تو همین نزدیکی ها زندگی میکنم. اسمم حمید است . 32 سال سن دارم. لیسانس روانشناسی تربیتی هستم. 8 سال است که کارمند رسمی یکی از ادارات هستم. حقوق ماهیانه ام هفتصد هزار تومان است. یه 206 دارم و یه چند متری هم زمین. نیاز به یه همسفر خوب و مودب دارم برا زندگی که انتخابش در یک سفر چند روزه مشخص میشه . تو این سفر اگه با اخلاق هم خو گرفته و همدیگه را پسندیدیم با هم ازدواج می کنیم.نظرم اینه که سفر هیچ چیز را نمی پوشاند.
راستش دنبال دختری هستم که خیلی خوشرو و باحال باشه .
این دختر می تونه تو این سفر از تمام امکاناتی که دوست داره استفاده کنه. او میتونه فعلاً با من دوست باشد.
www.baranopanjere@yahoo.com
خبرم کنید. محبت شما بدون پاسخ نمی ماند.
نوشته شده در چهارشنبه 7 بهمن1388ساعت 6:2 بعد از ظهر توسط کتی|

سلام خوبي؟ خوشي؟خب خدارو شكر نبودم حالا اومدم يه سوال واسه كنكور معدل چندسال دبيرستان مهمه؟
نوشته شده در جمعه 15 آبان1388ساعت 9:32 قبل از ظهر توسط کتی|

نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 8:31 بعد از ظهر توسط کتی|

do0st dashtan dalil nemikhad...!!!!

روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید : چرا مرا دوست داری ؟ چرا عاشقم هستی ؟

پسر گفت : نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم دوستت دارم

دختر گفت : وقتی نمی توانی دلیلی برای دوست داشتن پیدا کنی چگونه می توانی بگویی عاشقم هستی ؟!!!!

پسر گفت : واقعا دلیلش را نمی دانم اما می توانم ثابت کنم که دوستت دارم

دختر گفت : اثبات؟!!!! نه من فقط دلیل عشقت را می خواهم . شوهر دوستم به راحتی دلیل دوست داشتنش را برای او توضیح می دهد اما تو نمی توانی این کار را بکنی !!!!

پسر گفت : خوب ... من تو رو دوست دارم چون زیبا هستی

چون صدای تو گیراست

چون جذاب و دوست داشتنی هستی

چون باملاحظه و بافکر هستی

چون به من توجه و محبت می کنی

تو را به خاطر لبخندت دوست دارم

به خاطر تمامی حرکاتت دوست دارم

دختر از سخنان پسر بسیار خشنود شد

چند روز بعد دختر تصادف کرد و به کما رفت

پسر نامه ای را کنار تخت او گذاشت

نامه بدین شرح بود :

عزیز دلم !!!تو رو به خاطر صدای گیرایت دوست دارم ..... اکنون دیگر حرف نمی زنی پس نمی توانم دوستت داشته باشم

دوستت دارم چون به من توجه و محبت می کنی ...... چون اکنون قادر به محبت کردن به من نیستی نمی توانم دوستت داشته باشم

تو را به خاطر لبخندت و تمامی حرکاتت دوست دارم ..... آیا اکنون می توانی بخندی ؟ می توانی هیچ حرکتی بکنی ؟ ...... پس دوستت ندارم

اگر عشق احتیاج به دلیل داشته باشد در زمان هایی مثل الان هیچ دلیلی برای دوست داشتنت ندارم

آیا عشق واقعا به دلیل نیاز دار؟

نه

نوشته شده در یکشنبه 22 شهریور1388ساعت 8:58 بعد از ظهر توسط کتی|

Salam be hame Vasam 2a konin finalam pas besham Hamìn dge
نوشته شده در پنجشنبه 19 شهریور1388ساعت 6:16 بعد از ظهر توسط کتی|






نوشته شده در دوشنبه 16 شهریور1388ساعت 1:21 بعد از ظهر توسط کتی|







 
نوشته شده در دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 12:12 بعد از ظهر توسط کتی|

همیشه برا کسی بخند که میدونی به خاطر تو شاد میشه * واسه کسی گریه کن که میدونی وقتی غصه داری و اشک میریزی واست اشک میریزه * واسه کسی غمگین باش که در غمت شریکه * عاشق کسی باش که دوستت داره
--------------------------------------------------- --------------------------------------------------- --------------------------------------------------- ---------------------
ازکسی که دوستش داری ساده دست نکش شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی از کسی هم که دوستت داره بی
تفاوت عبورنکن چون شاید هیچ وقت هیچ کس تورو مثل اون دوست نداشته باشه .
نوشته شده در یکشنبه 8 شهریور1388ساعت 8:39 بعد از ظهر توسط کتی|

پسر به دختر گفت اگه يه روزي به قلب احتياج داشته باشي اولين نفري هستم
که ميام تا قلبمو با تمام وجودم تقديمت کنم.دختر لبخندي زد و گفت ممنونم
تا اينکه يک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نياز فوري به قلب داشت..از
پسر خبري نبود..دختر با خودش ميگفت :ميدوني که من هيچوقت نميذاشتم تو
قلبتو به من بدي و به خاطر من خودتو فدا کني..ولي اين بود اون حرفات..حتي
براي ديدنم هم نيومدي...شايد من ديگه هيچوقت زنده نباشم.. آرام گريست و
ديگر چيزي نفهميد...
چشمانش را باز کرد..دکتر بالاي سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقي افتاده؟دکتر
گفت نگران نباشيد پيوند قلبتون با موفقيت انجام شده.شما بايد استراحت
کنيد..درضمن اين نامه براي شماست..!
دختر نامه رو برداشت.اثري از اسم روي پاکت ديده نميشد. بازش کرد و درون آن
چنين نوشته شده بود:
سلام عزيزم.الان که اين نامه رو ميخوني من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت
نباش که بهت سر نزدم چون ميدونستم اگه بيام هرگز نميذاري که قلبمو بهت
بدم..پس نيومدم تا بتونم اين کارو انجام بدم..اميدوارم عملت موفقيت آميز باشه.
(عاشقتم تا بينهايت)
دختر نميتوانست باور کند..اون اين کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..
آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره هاي اشک روي صورتش جاري شد..و به
خودش گفت چرا هيچوقت حرفاشو باور نکردم
نوشته شده در شنبه 7 شهریور1388ساعت 2:55 بعد از ظهر توسط کتی|

Photo of brad_blue_m7 on Netlog
 
 

:ادامه مطلب:
نوشته شده در شنبه 7 شهریور1388ساعت 2:45 بعد از ظهر توسط کتی|

نوشته شده در شنبه 7 شهریور1388ساعت 1:48 بعد از ظهر توسط کتی|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت